قهرمان ميرزا عين السلطنه

650

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

را سرزنش كرده دشنام بسيار داد و بدين يك ادب از كشتن رهائى يافت و عبد الرحمن بواسطهء يك بىادبى چون سايرين به هلاكت رسيد . چون اين حكايت هزاران هست و اين نايب السلطنه آنچه بىپدر و مادر . . . الواط شرير بودند معتبر كرد و به نوكرى خود قبول نمود الا اشخاص محترم و اقوام خود . چنانچه در درب خانهء او يك نفر شاهزاده مستخدم نيست و حال آنكه دويست شاهزاده را مىتوانست از كارهاى شخصى خود صاحب نان كند . حضرت وليعهد اين طور نيست . اغلب شاهزادگان را نگاه‌دارى كرده و به شغل و كار بازداشته . اين توقعى كه ما اكنون از نايب السلطنه داريم از وليعهد و امثال او نداريم . چون در طهران است و مشاهده مىكند و همه كار هم از دستش برمىآيد . تاج الدين ميرزا هم آنجا پيدا شد . جمعا تماشا مىكرديم . به مثال سابق بود . هوا ابر و سرد بود . دو شب قبل بارانى هم آمد اسباب اميدوارى شد . بعد از « دفيله » به شهر آمديم گردوخاك خيلى شد . مهمانى سفارت بلژيك دو ساعت و نيم از شب رفته لباس نيم‌رسمى پوشيده در ركاب حضرت و الا سفارت بلجيك رفتيم . اطاقهاى قشنگى داشت . تمام از قاليهاى ايران مفروش بود حتى صندلى و روميز و در و ديوار قالى بود . از خشكه‌هاى اصفهان بسيار بود . سر شام به همه جهت فرنگى و ايرانى بيست و دو نفر بودند . روبه‌روى وزير مختار صدراعظم ، دست راست صدراعظم مشير الدوله بعد من نشسته بودم . جاى خوبى معين كرده بودند . زير دست من نظم الدوله بود . امين الدوله ، ظهير الدوله ، مشير الملك ، مهندس الممالك ، برادرش ، امين الملك ، اعتماد نظام ، آقاى عماد السلطنه با چند نفر فرنگى بودند . دو سه غذاى خوب آوردند . چندين مرتبه « تست » كردند . مشروبات همه مىخوردند جز عماد السلطنه . شراب ، شرى ، بردو ، شامپانى بود . بعد از شام هم مدتى به صحبت و تماشا گذشت . هركدام يك‌جور لباس پوشيده بودند . لباس رسمى و غيررسمى هيچ كدام معين نيست . مثلا اعتماد نظام لباس رسمى مشكى و آبى پوشيده بود ، نظم الدوله سفيد و قرمز ، من و عماد السلطنه سردارى مشكى شلوار آبى كلاه قزاقى با شير و خورشيد . يك نشان هم زده بوديم . هيچ رسمى نپوشيده بوديم . مهندس الممالك لباس « سويل » پوشيده بود و حال آنكه اهل نظام است . محتشم السلطنه پسر صديق الملك [ كه از ] اجزاء وزارت خارجه است لباس تمام مفتول‌دوز پوشيده بود . ميرزا زين العابدين خان مشير الوزاره كه آن هم جزو وزارت خارجه است لباس « سويل » پوشيده ، مفتول‌دوز نبود . ظهير الدوله و مشير الدوله مثل فرنگيها « فراك » پوشيده بودند . ديگران همين‌طور . تمام كارهاى ما مثل همين لباسها مىماند داخل هم [ است ] و هيچ يك از روى قاعده نيست . از همين‌جا بايد قياس كرد . فوت كوكب سلطان ساعت هفت منزل آمديم . همان خانهء حضرت و الا استراحت شد . همشيره كوكب